بایگانی برای دی

سه شنبه, ۲۵ دی ۱۳۸۶

عزیزم قبل از اینکه لاکت ناخن‌هات رو پاک کنی، مطمئن شو شیشه‌ی لاکت تموم نشده باشه…! یه وقت بی‌لاک نمونی

جمعه, ۲۱ دی ۱۳۸۶

نیمی از مطلب را استاد گفت وقتی که شاگرد خواب بود…
زمان و مکان: کلاس pl (باقی مانده از گذشته!)

یکشنبه, ۱۶ دی ۱۳۸۶

مو بوره یه پا رقاص بود. یکی از بهترین رقاص‌هایی بود که تا حالا به تورم خورده است. بعضی از این دخترهای کودن واقعا می‌توانند توی رقصیدن روی آدم را کم بکنند ـ جدا می‌گویم. دخترهای باهوش اما یا می‌خواهند چیز یاد شما بدهند و بگویند این کار را بکن، آن کار را نکن، تازه رقصیدنشان هم به درد خودشان می‌خورد، و بهترین کاری که می‌توانید بکنید این است که بروید با او پشت یک میز بنشینید و مشروب بخورید و مست کنید.
ناطور دشت (جی.دی.سلینجر) ـ فصل دهم

شنبه, ۸ دی ۱۳۸۶

من اگر دختر بودم جز خودم با هیچ پسری دوست نمی‌شدم… گفتم که قبل از اینکه تصمیم بگیری خوب اطرافت رو نگاه کنی…!

شنبه, ۱ دی ۱۳۸۶

وقتی آمدی، آسمان خاکستری بود.
آسمان آبی‌تر بود وقتی رفتی…
اما سرد، خیلی سرد…!

زمان و مکان: آن بالا، آنجا که خدا نزدیک‌تر بود.