یکشنبه, ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۶
لطفا کارت هوشمند سوخت خود را نشویید.
.
.
.
.
.
به خدا رادیو توصیه کرد اینو! به جون ِ جفت بچههام!
لطفا کارت هوشمند سوخت خود را نشویید.
.
.
.
.
.
به خدا رادیو توصیه کرد اینو! به جون ِ جفت بچههام!
یک داستان واقعی:
“خانوم این عینکی که به شما دادم قیمتش ۹۰هزار تومنه، اما کار، مارک داره! این مارک، کار ِ ۳۵۰هزار تومنی هم داره! اوناهاش!”
یعنی در نظر داشته باش که تا ۳۵۰هزار تومن هم میتونی باهاش پُز بدی!
پرواز در باد برای فرشتهها مشکله، برای همین کم به زمین سر میزنند…!
اینو بعد از طوفان امروز فهمیدم!
پ.ن: حاضر بودم جات خیس میشدم، حتی حاضر بودم جات سرما هم بخورم! کاش میفهمیدی نگران یکی بودن یعنی چی!
بعضی رانندهها از چراغ راهنمای ماشین استفاده نمیکنند که کار اشتباهیه! دستهی دیگهای از رانندهها هم به چراغ راهنمای روشن ماشینهای دیگه توجه نمیکنند که رانندههای بی توجهی هستند… دسته سوم اساسا نمیدونند چراغ راهنمای ماشین چه کاربردی داره و دستهی بعدی از رانندهها اصلا رانندگی بلد نیستند حتی اگر رانندگی میکنند…!
پ.ن: بود و نبودم که برای تو فرقی نمیکرد… در تلاشم نبودنت رو برای خودم قابل هضم کنم…!
ای کاش این داستان حقیقت نداشت… ای کاش…!
پ.ن: ببین احاطه کرده است عدد، فکر خلق را – محسن نامجو / دیازپام ۱۰