شنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۸۵
واقعا در همهی قرنها و عصرها آقایون چه گُلی به سر ِ بشریت زدن؟! هرچی گُل بوده خانمها به سر زدن… اسمش رو هم گذاشتن گُل ِ سَر…
واقعا در همهی قرنها و عصرها آقایون چه گُلی به سر ِ بشریت زدن؟! هرچی گُل بوده خانمها به سر زدن… اسمش رو هم گذاشتن گُل ِ سَر…
حس و حال حرکات عاشقانه رو ندارم این روزها.
میخواستم برات دسته گل بفرستم، اما نمیدونستم به چه آدرسی. با هر کی هستی، تو خوش باشی اما اون کوفتش بشه…!
“ملت در صد سال پیش از این، صدوپنجاه سال پیش از این، یک ملتی بوده، یک سرنوشتی داشته است و اختیاری داشته ولی او اختیار ماها را نداشته است که یک سلطانی را بر ما مسلط کند. ما فرض می کنیم که این سلطنت پهلوی، اول که تاسیس شد به اختیار مردم بود و مجلس موسسان را هم به اختیار مردم تاسیس کردند و این اسباب این می شود که – بر فرض اینکه این امر باطل، صحیح باشد- فقط رضاخان سلطان باشد، آن هم بر آن اشخاصی که در آن زمان بودند و اما محمد رضا سلطان باشد بر این جمعیتی که الان بیشتر شان، بلکه الا بعض قلیلی از آنها ادارک آنوقت را نکرده اند، چه حقی داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در این زمان معین کنند؛ بنابر این سلطنت محمدرضا اولا که چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و با سرنیزه تاسیس شده بود مجلس، غیر قانونی است، پس سلطنت محمدرضا هم غیر قانونی است و اگر چنانچه سلطنت رضاشاه فرض بکنیم که قانونی بوده، چه حقی آنها داشتند که برای ما سرنوشت معین کنند هر کسی سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی که درصد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می توانند سرنوشت یک ملتی را که بعدها وجود پیدا کنند، آنها تعیین بکنند؟”
بخشی از سخنان امام در بهشتزهرا (متن کامل)