شنبه, ۲۹ مهر ۱۳۸۵
ساده است ستایش گلی
چیدنش
و از یاد بردن که گلدان را آب باید داد.
آخرین گل سرخی که خریدم توی کیفم پژمرد. گلهای سرخ قبلی هم شاید از سر بیتفاوتی پژمردند…
ساده است ستایش گلی
چیدنش
و از یاد بردن که گلدان را آب باید داد.
آخرین گل سرخی که خریدم توی کیفم پژمرد. گلهای سرخ قبلی هم شاید از سر بیتفاوتی پژمردند…
همهی دیشب داشتم به این فکر میکردم که امروز در راهپیمایی روز قدس چه فحش و ناسزاهایی نثار اسرائیل کنم…! اگر فکر کردی که داشتم به تو فکر میکردم، باید بگم که اشتباه کردی.
.
.
.
.
آهان چون همچین فحشهای آبدار و مناسبی برای چنین روزی پیدا نکردم، گرفتم نشستم خونه…
به جز حضور تو
هیچ چیز این جهان بیکرانه را
جدی نگرفتم…
حتی عشق را…
من و نازی، وبسایتی برای حسین پناهی