بایگانی برای فروردین

یکشنبه, ۲۷ فروردین ۱۳۸۵

یادم نیست که کجا خوندم یا تجربه کردم که برای رسیدن به کیفیت باید جتما یکی از دو عنصر زمان یا پول رو داشت! یعنی اگر پول نداری، باید زمان بیشتری بگذاری یا اگر زمان نداری، باید پول بیشتری خرج کنی.
شاید به همین دلیل هست که از یک مدیر تحت فشار، می‌شه چندین برابر معمول برای انجام یک پروژه پول گرفت!

چیزی که خودم تجربه کردم اینه که کلا بین سه عنصر پول، زمان و کیفیت فقط دو عنصر رو می‌شه کنار هم داشت. یعنی اگر روزی زمان و پول رو همزمان هم داشته باشی، هم پولت هدر می‌ره هم وقتت. به کیفیت هم نمی‎رسی. البته شاید رگ ایرانی هم این وسط نقش بازی می‌کنه که اینتور می‌شه!

سه شنبه, ۲۲ فروردین ۱۳۸۵

چه غمگینانه برای سالروز میلادت تبسم می‌کنم.

یکشنبه, ۲۰ فروردین ۱۳۸۵

سپاسگزارم درخت گلابی
که به شکل دلم درآمدی،
چه تنها بودم.

شعر یازدهم، از مجموعه “پنجاه و سه ترانه عاشقانه” – شمس لنگرودی

شنبه, ۱۹ فروردین ۱۳۸۵

اولین بار نبود. نمی‌دونم چرا بعضیا منو صدای مشاور می‌بینن یا نمی‌دونم چی فرض می‌کنن… اول پرسیدن اولین سوال همیشگی که با کسی هستی؟ و سرهم کردن یک‌سری اراجیف که یکی بود و بود و نبودم بود و حرف‌های بی سر و ته دیگه که آخرش یعنی چون شکل اونی یا شبیه اون یا نمی‌دونم چی اصلا نگاهت می‌کنم… بعضی موقه‌ها آدم اهل تساهلی می‌شم وگرنه، گذاشتن جلو دیوار و به توپ بستن رو بلدم!

جمعه, ۱۸ فروردین ۱۳۸۵

چو بیایی دهمت جان
چو نیایی کشدم غم
من که بایست بمیرم
چه بیایی چه نیایی