بایگانی برای شهریور

دوشنبه, ۲۸ شهریور ۱۳۸۴

همه قبول دارند که چاقو وسیله‌ی مفیدی‌ست و همه به‌آن نیاز دارند و از آن استفاده می‌کنند، اما حقیقت اینست که هیچ عقل سلیمی چاقو دست آدم مست نمی‌دهد. حتی اگر فقط فکر کند که ممکن است مست باشد باز هم همینطور، مگر چاقوی میوه‌خوری!
هر چقدر هم که مست فریاد بزند که آهای داشتن چاقو حق مسلم من است و کسی نمی‌تواند این حق را از من بگیرد، باز کسی گوش نخواهد کرد. حالا شاید واقعا چاقو برای پوست کندن پرتقالش بخواهد، اما این در اصل ماجرا تغییری ایجاد نمی‌کند.. به هر حال ممکن است حداقل دست خودش را ببرد…!

پ.ن ۱: سوال خوبی‌ست: در محله‌ی مستان چاقوکش و بدون چاقو؟! شاید اگر من بودم آنچه مستم می‌کند را می‌فروختم، با پولش چیزی ـ مثلا کت‌شلواری مرتب ـ می‌خریدم تا کمی موجه‌تر جلوه کنم و چاقو داشتنم مورد اعتراض نباشد، حتی اگر هنوز هم مستم!

پ.ن ۲: درست است که مست می‌خواهد حمله کند و چاقو را به‌زور بگیرد. اما مستی و این حرف‌ها؟!

بانک صادرات ایران، شعبه ماسوله.

یکشنبه, ۲۷ شهریور ۱۳۸۴

دیدن این بانک منو یاد فیلم های وسترن انداخت و شهرهایی با وسعت یک خیابان و غریبه‌ای که به شهر می‌آید، کافه را برهم می‌زند، از بانک سرقت می‌کند و شهر را ترک می‌کند …!
البته برخلاف انتظار، این شعبه‌ی بانک کاملا ایمن و safe!! هستش، از تو! باور ندارید؟

شکوه اصلی از چیزی که در عکس افتاده خیلی بیشتره. بگذارید به حساب نداشتن لنز و اطلاعات مناسب عکاسی!

شنبه, ۲۶ شهریور ۱۳۸۴

… داشتم از فضولی می‌مردم که ببینم توش چیه، ولی بغل دستیم تریپه ما این‌کاره‌ایم و هر روز با اتوبوس سفر می‌کنیم گذاشته بود و من نمی‌تونستم عین ندید بدیدها باشم. یه ساعت طول کشید تا خوابوندمش و توی بسته رو دیدم.” (+)

نوشته‌های حمید در این روزها که مرد سفر شده – و تا چند سال مرد سفر خواهند ماند – خوندنی شده، برای من که می‌شنامس هم تازگی داره…
سفر ۱، سفر ۲، سفر ۳

یارب سببی ساز!

جمعه, ۲۵ شهریور ۱۳۸۴

بسیجی فعال فقط کافی‌ست در کنکور شرکت کند، حتما جایی قبول می‌شود.
بسیجی فعال حتی معارف اسلامی را آنچنان نمی‌داند، اگرنه بیش از ۳۳ درصد می‌زد! آگاهان می‌دانند ۳۳درصد در معارف برای ضعیف‌ترین‌ها هم ضعیف است.
بسیجی فعال احتمالا حتی نتواند قرآن را از رو بخواند واگرنه درصدی بهتر از ۵٪ در عربی نصیبش می‌شد! ابتدای همه‌ی کتاب‌های درسی عربی آمده است “خواندن عربی ضروری‌ست چون زبان قرآن است”. به فرض هم که بتواند قرآن را از رو بخواند، با اطمینان می‌توان گفت با ۵٪ عربی از معنی آن هیچ نخواهد فهمید!
یادم می‌آید برای ثبت‌نام در پیش‌دانشگاهی در همه‌ی مدارس دادن امتحان روخوانی قرآن ضروری بود (چرایش را نمی‌دانم!) برای بسیجی ِ فعال شدن احتمالا روخوانی قرآن ضرورتی ندارد.

و من امروز فهمیدم با زدن فقط یک تست درست شیمی هم می‌توان به دانشگاه راه یافت…

سه شنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۸۴

احساس می‌کنم دزد بهم زده. چیزی ندزدیده که بتونم گزارشش کنم. محبتم رو برده، عشقم رو و اون کور سوی امیدم رو. احساس می‌کنم خودخواه شده‌ام و حسابگر… ای کاش در این “رویش هندسی سیمان و آهن و سنگ” این احساس‌هام حقیقت داشته باشه…!