یکشنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۸۳
… این درحالی است که مدیران خانه سینما با برپایی جشن مبتذل و مختلط سینما موجبات تمسخر احکام شرعی …
روزنامه جمهوری اسلامی (یکشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۸۳)
اممممممممم
… این درحالی است که مدیران خانه سینما با برپایی جشن مبتذل و مختلط سینما موجبات تمسخر احکام شرعی …
روزنامه جمهوری اسلامی (یکشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۸۳)
اممممممممم
دارم رو پروژه کارورزیم کار میکنم. اونم درست تو روزایی که حوصله هیچ کاریو ندارم .. تازه یه پروژه دیگه هم هست. اگه خودم از اول اینارو تایپ میکردم کمتر وقت میگرفت تا اینکه نشستم اشتباههای تایپستو درست میکنم .. اگه یه ذره از اون چیزایی که تایپ کرده بود رو فهمیده بود عمرا همچین چیزی تحویل نمیداد .. واقعا بعضیا استعداد هیچ کاریو ندارن حتی تایپ کردن! دیگه حالم داره بهم میخوره از بس Navigation و Plugins تایپ کردم. تو بعضی بخشها همش Pluginsها تایپ شده .. حوصله ندارم درستشون کنم .. قرار نیست که خونده بشه فقط باید نوشته بشه .. کی اهمیت میده اصلا؟ از همشهری ما میپرسن به نظرت برج میلاد بلندتره یا آزادی؟ میگه فکر کنم اگه آزادی پاهاشو جفت کنه بلندتر بشه! بعضی وقتا حسودیم میشه به همینا! قراربود به عنوان PM کار کنیم جای PL ازمون کار کشیدن بعضی موقهها هم جای آبدارچی .. کی اهمیت میده اصلا؟ اصلا چه فرقی میکنه؟ همیقدر که بتونیم حالیش کنیم تجارت الکترونیک خیلی بیشتر از گذاشتن یه بروشور رو اینترنته کلی کار کرد کردیم .. بقیش پیشکش! دو تا بلیط تئاتر داشتم کاش میشد با هم بریم .. چه آرزوی کوچیکی شایدم خیلی بزرگ شایدم خیلی مسخره شایدم دست نیافتنی .. خودم خندم میگیره .. کی اهمیت میده اصلا؟ کلا با اعضی آدما نمیتونم کار کنم .. گفت برای این بروشورام یه جمله تبلیغاتی هم کار کنید گفتم مثلا چی؟ یه ذره فکر کرد و گفت [....] جایی برای بودن و شدن!!! این اورکات هم دیگه خیلی داره حال بهم زن میشه .. همه هر کیو میشناسن یا یه بار تو اتوبوس دیدن یا اصلا ندیدن کردن Friend .. نمیدونم تعریف من از دوست اشتباس یا دوستیها همه بوی اسانس گرفته تو این دوره زمونه! به هر حال فکر نکنم اینکه یه نفرو فقط بشناسی یا اینکه دو نفر میرن کافه کنج یا .. دلیل کافی برای توی Friend List بودن باشه .. همین الانم نصف آدمای توی لیستم اضافن .. رابطههایی که الکی کش اومدن و من نمیدونم چرا .. باید بیشترشون قطع بشه منم که این کارو خوب بلد بودم .. دوباره باید تمرینش کنم! کی اهمیت میده اصلا؟ بیخودی یاد کار قبلیم میافتم که خیلی دوستش داشتم اما وقتی که آقا رفت حاج آقا اومد هر طور شده خواست محیط رو شکل خودش کنه .. یک سری خیک گنده مثل خودش اورد بقیه رو هم انقدر اذیت کرد که همشون زدن بیرون .. من هم اومدم بیرون .. رااااااااااحت .. اصلا کار کردن به من نیومده! بیخیال…
۱. واقعا خدا تو بعضیا همه چیزو تموم کرده .. حیف قدر خودتو نمیدونی.
۲. میدونم به نظرت من دیوونم که برای سومین بار رفتم سربازهای جمعه رو دیدم .. اما هنوز دو بار دیگه باید این فیلمو ببینم که بتونم بگم زیاد خوب نبود..
بازم اون دیالوگهای معروف که چند دقیقه به فکر میبرتت و اون چند دقیقه از فیلمو از دست میدی!!
۳. میدونی! بعضی موقهها حوصلم واقعا از گنگشک بازیهای شما سر میره .. هرچند بعضی موقهها هم حسرتشو میخورم!
۴. با یه اکیپ جوون بری کوه و دو نفر که سنی ازشون گذشته هم همراهتون باشن .. مدام یاد جوونیهای خودشون میافتن و خاطره تعریف میکنن .. بعد که میپرسی پس چرا این بلارو سر ما اوردین جفتشون میگن اون موقه ما ایران نبودیم، من از اصلا خونه بیرون نیومدم و…
اینا مال چند روز پیشه .. الان دارم مینویسم.
۵. جون خودم دیشب میخواستم زود بخوابم تا خواب غرل و نارنین ببینم!
۶. عکس منوی کافه و تو و من … و آشپز چپدست. یادش بخیر تابستون پارسال .. قهوه پرهامش حرف نداره یا آلپاچینوش .. فقط یه ایراد داره که اگه رفتی اونتو حتما باید سیگار بکشی وگرنه از دود سیگار بقیه خفه خواهی شد! تنها کافی شاپی که پشت پیشخون از جلوی پیشخون بزرگتره! از معدود کافههایی که بخاطر منوی فوقالعادش میری اونجا نه برای وفت گذروندن با دوستان .. اصلا فصای کافی برای این کار نداره..
گزارش TehranAvenue (البته یکمی عوض شده!)
orkut Community 1 2
۷. من انرژی مثبت میخوام!