بایگانی برای مرداد

قدرت…

چهارشنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۸۲

دموکراسی وقتی که تازه باشد از خشم مردم بر ضد صاحبان قدرت پیشین سرچشمه می‌گیرد ولی این دموکراسی تا زمانی که تازه است، استوار نیست. مردمانی که خود را دشمن سلطنت و اولیگارشی پیشین معرفی می‌کنند ممکن است خودشان نظام سلطنتی یا اولیگارشی تازه‌ای را بنا کنند. دموکراسی فقط در جایی که دوام کافی کرده و سنت شده باشد امکان ثبات دارد…
برتراند راسل

لینک مطلب در وبلاگ یک نعلبکی پر از راز

شورم را…

دوشنبه, ۲۷ مرداد ۱۳۸۲

من سازم: بندی آوارم. برگیرم، بنوازم. برتارم زخمه “لا‌” می‌زن، راه فنا می‌زن
من دودم: می‌پیچم، می‌لغزم، نابودم.
می‌سوزم، می‌سوزم: فانوس تمنایم. گل کن تو مرا، و درآ.
آیینه شدم، از روشن و از سایه بری بودم. دیو و پری آمد، دیو و پری بودم. در بی خبری بودم.
قرآن بالای سرم، بالش من انجیل، بستر من تورات، و زیرپوشم اوستا،
می‌بینم خواب: اولین بودا در نیلوفر آب.

هر جا گل‌های نیایش رست، من چیدم. دسته گلی دارم،
محراب تو دور از دست: او بالا،
من در پست.
خوشبو سخنم، نی؟ باد “بیا” می‌بردم، بی‌توشه شدم در
کوه “کجا”، گل چیدم، گل خوردم.
در رگ‌ها همهمه‌ای دارم، از چشمه خود آبم زن، آبم زن.
و به من یک قطره گوارا کن، شورم را زیبا کن.
باد انگیز، درهای سخن بشکن، جا پای صدای می‌روب. هم
دود “چرا” می‌بر، هم موج “من” و “ما” و “شما” می‌بر.
ز شبنم تا لاله بیرنگی پل بنشان، رؤیا در چشمم گل
بنشان، گل بنشان.

لینک مطلب در وبلاگ یک نعلبکی پر از راز

خیال خوشی

شنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۸۲

O, who can hold a fire in his hand
By thinking on the frosty Caucasus?
Or cloy the hungry edge of appetite
By bare imagination of a feast?
Or wallow naked in December snow
By thinking on fantastic summer's heat?
O, no! the apprehension of the good
Gives but the greater feeling to the worse:
Fell sorrow's tooth doth never rankle more
Than when he bites, but lanceth not the sore.

کیست که بتواند آتش بر کف دست نهد
و با یاد کوه‌های پربرف قفقاز خود را سرگرم کند
یا تیغ تیز گرسنگی را
با یاد سفره‌های رنگارنگ کُند کند؟
یا برهنه در برف دیماه فروغلتد
و به آفتاب تموز بیندیشد؟
نه هیچ‌کس، هیچ‌کس چنین خطری را
به چنان خاطره‌ای تاب نیاورد
از این که خیال خوبی‌ها درمان بدی‌ها نیست
بلکه صدچندان بر زشتی آنها می‌افزاید

از نمایشنامه ریچارد دوم، پرده اول، صحنه سوم اثر ویلیام شکسپیر به ترجمه دکتر الهی قمشه‌ای

لینک مطلب در وبلاگ یک نعلبکی پر از راز

دوشنبه, ۱۳ مرداد ۱۳۸۲

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم
که گویا قبل از هر فریادی لازم است

لینک مطلب در وبلاگ یک نعلبکی پر از راز

شنبه, ۱۱ مرداد ۱۳۸۲

من نمی‌دانم که قبر فاطمه کجاست
و نمی‌خواهم که بدانم که قبر فاطمه کجاست
تا دنیا دنیاست همه بپرسند که قبر فاطمه کجاست؟
دکتر علی شریعتی

لینک مطلب در وبلاگ یک نعلبکی پر از راز