به این نتیجه رسیدم که سیستمعاملها هم گاهی بر پایهی “توکل به خدا” طراحی میشوند. مثلا خانواده Unix خیلی امیدوارانه فرض میکنند که هیچگاه بنبست در سیستم رخ نمیدهد بنابراین هیچ تدبیری برای پیشگیری از وقوع بنبست ندارند .. حالا اگر بنبست رخ داد، توکل به خدا دیگه!! (الگوریتم اوستریخ – Ostrich)
همچنین به این نتیجه رسیدم که گفتگو و تساهل و تسامح هم گاهی در سیستمعاملها جایی ندارد. مثلا در صورت وقوع بنبست تنها راه حل، کشتن و خونریزی است و تا حداقل یک پروسس کشته نشود، امکان شکست بنبست وجود ندارد! (تکنیک Detection & Recovery)
پ.ن:
۱. تعریف بنبست: فرض کنید پروسس A منبع X را در اختیار دارد و برای تکمیل شدن به منبع Y هم که در اختیار پروسس B است نیاز دارد. پروسس B هم برای کامل شدن به منبع X که در اختیار پروسس A است نیاز دارد! در این صورت نه پروسس A تمام میشود تا منبع مورد نیاز پروسس B آزاد شود نه پروسس B. در این حالت میگوییم بن بست رخ داده است.
۲. بدیهی است تعاریف و مستندات(!) این نوشته خیلی علمی نیست!
۱۳ بهمن ۱۳۸۳ در ۱۶:۱۱
بنده خدا کاوه…
خدا…بده