شیزو هم با من موافقه!

بروشور“هی مرد گنده گریه نکن” روایت مردمانی‌ست گرفتار در محاصره دشمن. دشمنی که کسی آنرا ندیده و فقط صدایی از او می‌شنوند و نوری و شایعاتی. دشمنی که علاوه بر ناکجا آبادی که در آن زندگی می‌کنند، آنها را در خرافات و شایعات و البته با سلاحی شیمیایی (الکل) و قرص‌های نیروزا که معلوم نیست چه بر سر سربازان می‌آورد و توسط خودی‌ها وارد شده است و… محاصره کرده.
هی مرد گنده… روایت مردمانی‌ست که ظاهرا قرار است عاقبت، با وحشت دشمنی خیالی که پوزه‌ای دراز دارد و همیشه از پشت پنجره نظاره‌گر آنهاست یک زندگی زیبا و خوب داشته باشند!
همه عناصر در نمایشنامه برای توصیف همین محیط بکار می‌روند: بخشداری که از موقعیتش سو استفاد می‌کند و مدام می‌گوید لطفا به من نگویید بخشدار!، شیزوی گرفتار به سلاح شیمیایی (عرق سگی) که ده شیشه‌اش از یک سوسیس بارن هم ارزان‌تر است، پیه‌موی عاشق که خمره‌اش سوراخ است (همانند روحش!)، دکتری که فقط خوب بچه به دنیا می‌آورد (در جنگ این خیلی مهم است!)، دخترکی که مدام فکر می‌کند دارد بلند حرف می‌زند و عاقبت قربانی می‌شود (شاید نشانه‌ای از فشار) و محله‌ای نزدیک کلیسا که بخاطر فساد بسته شده اما فقط دیگر دخترهایش به دیوار تکیه نمی‌دهند و کرکره‌ها پایین است و گرنه همه چیز سرجایش است اگر اهلش باشی! و همه آن خرافه‌ها و رسوم غلط و اتهامات از لینچ (سوزاندن خائن) و جاسوس دشمن بودن و زبان رمزی شیطان تا ابر سفید و هاله‌ی دور نینو و فید شدن (در نور محو شدن) و و و دشمن!

تئاتر به واسطه زنده بودنش همیشه برایم جذابیت دارد. اما هی مرد گنده… اثر درخشانی نیست. هی مرد گنده… وابستگی‌ای به بازی‌ها و فضا – که خانه شیزو است – ندارد و اگر نقش برخی شخصیت‌های داستان را کم کنیم بیشتر مناست یک نمایش رادیویی خواهد بود (بویژه نیمه اول نمایش). نمایش پر است از طنز کلامی و دیالوگ‌های زیبا اما در استفاده مناسب از صحنه و فضا علیرغم استفاده از دکور عمودی عظیم، ناموفق است و اساسا بودن یا نبودن دکور تاثیری در اصل نمایشنامه ندارد! – به جز چند طنز صحنه‌ای مانند ریخته شدن انبوهی شکر از مشت نینو و…
ریتم کند کار گاهی خسته‌ات می‌کند و نمایشنامه پر از نطقه ابهام باقی می‌ماند و حداقل باید چند بار نمایش را دید تا همه رابطه‌ها مشخص شود.
به هر حال بازی درخشان وحید آقاپور و بقیه، نور پردازی عالی و یک موسیقی فوق‌العاده باعث می‌شود راضی از سالن خارج شوی!
این نمایش بعد از ۶ اجرا و با ۱۳۵۳ تماشاگر و فروختن ۶۱۶ عدد بلیت، ۱ میلیون و ۸۴۸ هزار تومان فروخت. (منبع)

صحنه

هی مرد گنده گریه نکن
نویسنده و کارگردان: جلال تهرانی
بازیگران: وحید آقاپور، مجید آقاکریمی، پانته‌آ بهرام، ستاره پسیانی، سیدجواد حسینی، آرش(علی) فلاحت‌پیشه، امیر قنبری، محمدصادق ملکی.
آهنگ: بابک میرزا خانی.
سازدهنی: احسان جهاندیده، گیتار: بابک میرزاخانی، آکاردئون: ستاره پسیانی.
مدت: ۱۴۰ دقیقه.

دو نکته‌ی دیگر اینکه چرا سالن اصلی با وجود حضور این همه تماشاچی انقدر سرد بود و دوم اینکه حکایت آن گربه که در طول نمایش چند بار بروی صحنه آمد و با دیدن جمعیت ظاهرا ترسید و فرار کرد و رفت چه بود؟

اشاره: پنج‌شنبه را به قصد دیدن “حرفه‌ای‌ها” به تئاتر شهر رفتم .. البته بعد از ماجراهای دیدن “بی شیر و شکر” تصمیم داشتم دیگر به قشقایی نروم اما جذابیت‌های حرفه‌ای‌ها آنقدر بود که خیلی زود این تصمیم را فراموش کنم! به هر حال تمام شدن بلیط حرفه‌ای‌ها و دیدن هی مرد گنده… که جمعه قصد دیدنش را داشتم.
هیچ‌گاه نوشتن در مورد تئاتر را دوست نداشتم چرا که هر آنچه بنویسم نظر و برداشت شخصی من خواهد بود و شاید به اصل ماجرا بی‌ارتباط. به هر حال تمام شدن اجرای نمایش “هی مرد گنده گریه نکن” مرا در نوشتن این نوشته گستاخ‌تر کرد!
منبع عکس‌ها

۲ دیدگاه برای “شیزو هم با من موافقه!”

  1. SepehЯ گفته:

    یک سال پیش در چنین روزی … چی؟
    یه زیر نویس بی زحمت !

  2. SepehЯ گفته:

    گرفتم … گرفتم …IQ پایینه دیر میفته

دیدگاهی بنویسید