طرح تثبیت قیمتها یعنی کارخانه X سالانه ۲۰% افزایش هزینه دارد اما نمیتواند قیمتهایش را افزایش دهد. یعنی دواتی شدن(ماندن) یعنی سوبسید .. یعنی طرح توسعه پَر! یعنی هر آنچه داریم خرج هزینههای جاری کنیم .. یعنی یعنی یعنی….
طرح کاهش بهره بانکی هم که دیگر آخر ِ طرح اقتصادی است. گویا طراحان این طرح گمان میکنند دور گردن همه چیز میتوانند طوقی انداخت و به هر سو که میخواهند بکشند بدون آنکه عوامل دخیل در آن را نادیده بگیرند.
از اقتصاد چیزی نمیدانم! اما این استدلال که “دولت با کاهش ریخت و پاشها و انضباط مالی، کسری بودجهاش را کاهش دهد که خود عامل تورم است و بانکها نیز با همین استراتژی(!) هزینههایشان را کاهش دهند تا زمینه کاهش بهره بانکی فراهم شود”، مرا یاد کشتی گیرانی میاندازد که برای سر وزن آمدن ساعتهای پیش از وزن کشی را در سونا میگذرانند. اما گاهی اوقات، استخوان که دیگر آب نمیشود! میشود؟