مارس « 1387 « Dog Day Afternoon

شما در حال مرور آرشیو خرداد ماه ۱۳۸۷ وبلاگ Dog Day Afternoon هستید.

پنجشنبه، ۳۰ خرداد ماه ۱۳۸۷

دقیقه‌ی ۱۰۸۰

سه شنبه، ۲۸ خرداد ماه ۱۳۸۷

رو چشم چپم!

شنبه، ۲۵ خرداد ماه ۱۳۸۷

عزیزم٬ نمی‌شه که هم من معشوقه باشم هم تو.

پنجشنبه، ۲۳ خرداد ماه ۱۳۸۷

ساعت ۶ قدیم.

سه شنبه، ۲۱ خرداد ماه ۱۳۸۷

از این قرمزها بخور، مزه‌ی رانی هلو می‌ده!

دوشنبه، ۲۰ خرداد ماه ۱۳۸۷

عزیزم هنوز مال من هست؟

پنجشنبه، ۱۶ خرداد ماه ۱۳۸۷

من چون به هر کی که منو داره حسودی‌ام می‌شد٬ تنها موندم.

یکشنبه، ۱۲ خرداد ماه ۱۳۸۷

برای ساعت ۶ می‌تونی روی من حساب کنی.

سه شنبه، ۷ خرداد ماه ۱۳۸۷

قهوه‌ای٬ همیشه وقتی قلیون می‌کشیدی شروع می‌کرد به راه رفتن٬ تنها چیزی که تمرکز منو می‌تونست به‌ هم بزنه این بود یکی با راه رفتنش حلقه‌های منو خراب کنه. هیچ کس مثل قهوه‌ای نمی‌تونست این کار رو به این خوبی انجام بده. اصلا این بشر راحت می‌تونست آدمی رو که کنارش هست رو به مرز جنون برسونه٬ باور کنید این کارو خیلی راحت و بدون اینکه لازم باشه اراده کنه انجام می‌داد حتی اگه اون آدم از این که یکی با راه رفتنش حلقه‌هاشو خراب کنه٬ ناراحت نشه. قهوه‌ای بالاخره راه‌شو پیدا می‌کرد. البته قهوه‌ای نمی‌تونست منو عصبانی کنه٬ بیشتر خوشحالم می‌کرد تا عصبانی٬ اون همیشه نشاط‌آور بود ولی به هر حال می‌تونست حلقه‌های منو خراب کنه. من حتی توی تابستون هم پنجره رو می‌بستم و پنکه رو هم خاموش می‌کردم که حقله‌هام خراب نشه٬ واقعا این کارو می‌کردم. باور کنید من از قهوه‌ای راحت‌تر می‌تونستم یه آدم رو عصبانی کنم. من حتی می‌تونستم قهوه‌ای رو عصبانی کنم. فرق من با اون این بود که من باید اراده می‌کردم.

واقعا دوستانم منو تحمل می‌کردن.

شنبه، ۴ خرداد ماه ۱۳۸۷

ترجیح می دم با پای خودم به گا برم تا با طناب تو.

پنجشنبه، ۲ خرداد ماه ۱۳۸۷

ساعت‌هاتون رو با من تنظیم کنید… دقیقا ۶ .