شنبه، ۳۱ تیر ماه ۱۳۸۵
من یا آدم خیلی صادقی هستم یا یه دروغگوی برزگ! بعضی وقتها خودم هم نمیدونم کدومش هستم.
دوشنبه، ۲۶ تیر ماه ۱۳۸۵
چند وقته دنبال راهحلی هستم که بتونم باهاش صورت مسئله رو پاک کنم. مسئله خصوصی دو مجهولی. میفهمید که!
شنبه، ۲۴ تیر ماه ۱۳۸۵
باید برم، چندتا استاد اونجا منتظر من هستند.
پنجشنبه، ۲۲ تیر ماه ۱۳۸۵
به نظرم نمیشد اسمی بهتر از گلابی برای گلابی پیدا کرد.
دوشنبه، ۱۹ تیر ماه ۱۳۸۵
اوج زیبایی این جام جهانی وقتی بود که لیپی با سیگار برگش آومد جام رو بوس کرد.
شنبه، ۱۷ تیر ماه ۱۳۸۵
فقط می خواستم یه چیزی بنویسم، مثل بقیه.
جمعه، ۱۶ تیر ماه ۱۳۸۵
وقتی فکرت جای دیگهای باشه، توپهات تو سوراخ نمیره. حالا هی سر چوبت گچ بزن!
دوشنبه، ۱۲ تیر ماه ۱۳۸۵
من که خر نیستم از پل رد بشم. خر هم ندارم که باهاش از این پل رد بشم،میمونه خر شیطون اون هم که تو سوارشی!
نمیدونم حکمت این پل چیه که فقط خرها میتونند ازش رد بشند.
پنجشنبه، ۸ تیر ماه ۱۳۸۵
اگه من بودم دیگه دوستش نمی داشتم، ولی او هست که هنوز دوستم دارد. اطمینان دارم.
دوشنبه، ۵ تیر ماه ۱۳۸۵
گاهی باید رها باشی و منتظر تا جریانی …
پنجشنبه، ۱ تیر ماه ۱۳۸۵
باید خیلی هم ممنون باشی که قبل از اینکه پژمرده بشی میچینمت و با تو دل یکی رو شاد میکنم.