ژانویه « 1385 « Dog Day Afternoon

شما در حال مرور آرشیو فروردین ماه ۱۳۸۵ وبلاگ Dog Day Afternoon هستید.

چهارشنبه، ۳۰ فروردین ماه ۱۳۸۵

من به من تعلق دارم… من برای خودم شدم.

یکشنبه، ۲۷ فروردین ماه ۱۳۸۵

اگر سیگاری بودم حداقل یه پاتق توی دانشگاه داشتم… تازه یکی هم بود که آتیش می داد و لبخند می زد و می زد پشت دستم.

پنجشنبه، ۲۴ فروردین ماه ۱۳۸۵

چرخه ی سوخت هسته ای کامل شد.

حالا بچرخ تا بچرخیم!

سه شنبه، ۲۲ فروردین ماه ۱۳۸۵

دخترها هم دندون عقل در می آرند؟!!

یکشنبه، ۲۰ فروردین ماه ۱۳۸۵

نمی‌دونم چرا منت ماه رو می‌کشم، اون که دو ماه طول می‌کشه یه چشمک بزنه!
این همه ستاره‌ی…

جمعه، ۱۸ فروردین ماه ۱۳۸۵

ببین مامان، من تو رو حرص می‌دم تو هم لاغر می‌شی. دیگه دکتر و ورزش و رژیم هم نمی‌خواد.
حق‌الزحمه‌ش هم بذاز توی کمدم.

چهارشنبه، ۱۶ فروردین ماه ۱۳۸۵

پیرمردهایی که با دیدن فاحشه‌ها زبان به نفرین می‌گشایند.

گاهی فکر می‌کنم تحریک‌پذیری این بابابزرگ‌ها از ما بیشتره. قضیه همون روغنه هست که خودشون خوردن و به ما ندادن.

دوشنبه، ۱۴ فروردین ماه ۱۳۸۵

در غم چیزی هست که شادی آن را کم دارد و آن بی‌تاثیری زمان در فنای آن.

شنبه، ۱۲ فروردین ماه ۱۳۸۵

  1. نبودم، اومدم، فعلا هستم. باز هم می‌رم.
  2. شیراز می‌گن ناز ِ واسه آفتاب جِنگش …  واسه قلیون ِ چاقش … واسه…
  3. مثل هر سال بود کمی بهتر کمی شلوغ‌تر
  4. چقدر دوست دارم که توی خیابون پشت ارگ قدم بزنم. بوی ترشی‌های مختلف آدمو دیونه ‌می‌کنه. باید به مامان بگم امسال به جای مربای آلبالو ترشی‌ آلبالو درست کن
  5. بیدار کردن مسافرهای نوروزی اونم نصف شب حتی از دزدیدن تابلوی "کارگران مشغول کار" و مانع و بستن زیر گذرهای شیراز، بدتر ِ . اینارو به کسی نگین بقیه هم داره که خودم نمی‌گم!
  6. هیچ رایانه‌ای، رایانه‌ی خونه خودم آدم نمی‌شه!
  7. وقت نشد به آسمون نگاه کنم. مخصوصا الان که برای برای دیدن ستاره‌ها چشم‌ها را باید مسلح کرد.
  8. بارون می‌یاد جرجر… بیرون رفتن پرپر
  9. پسرخاله گفت: "اگه جرات دارین دوباره رفراندوم بذارین"
  10. دوباره باید یادم بیاد چی بودم. فکر می‌کنم دانشجو بودم… آره، استادهای عزیز حمید داره برای ترم جدید می‌یاد.

چهارشنبه، ۲ فروردین ماه ۱۳۸۵

آهای ستارم

تو که نمی تونی پشت ابر بمونی! می تونی؟