نوامبر « 1384 « Dog Day Afternoon

شما در حال مرور آرشیو بهمن ماه ۱۳۸۴ وبلاگ Dog Day Afternoon هستید.

یکشنبه، ۳۰ بهمن ماه ۱۳۸۴

دوست داشتی مرغ بودی؟
دوست داشتی مرغ بودی و هر روز صبح تا  شب زمینُ نوک می‌زدی؟
دوست داشتی مرغ بودی و هر روز باید یه تخم می‌ذاشتی؟
دوست داشتی مرغ بودی و هر روز یه خروس دنبالت می‌کرد و تو هیچ راه ِ فرار نداشتی؟
هان، دوست داشتی مرغ بودی؟
دوست داشتی؟
.
.
.

این مهم نسیت که فیل سفیدی یا سیاهی. مهم اینه که توی خونه‌ی سیاهی یا سفید. اگه  از اول توی خونه‌ی سیاه بودی تا آخر توی خونه‌ی سیاه می‌مونی، حالا هی داد بزن که من مهره‌ی سفیدم. اگه خیلی هنر کنی، یه وریز سهل‌انگارُ که اومده توی خونه‌ی سیاه ِ تو رو می‌تونی بزنی و بعد یه سرباز سفید می‌یاد و تو رو می‌زنه، ولی می‌تونی محافظ وزیرت بشی و وزیرت بره شاه ُ کیش و مات کنه.

دوست داشتی فیل بودی؟
دوست داشتی فیل سیاه خونه‌ی سفید بودی؟

اگه فیل باشی رنگ خودت مهم نیست مهم اینه که تو توی خونه‌ی سفیدی یا سیاه.اما اگه اسب باشی، می‌‌تونی هم توی خونه‌های سفید بری و هم توی خونه‌های سیاه، اون وقت فقط رنگ خودت مهمه. این که سیاهی یا سفید؟ تازه می‌تونی از هر مهره‌ای که خوشت نمی‌یاد از روش بپری. نجیب هم هستی.

دوست داشتی اسب بودی؟
دوست داشتی اسب سیاه بودی؟

اگه اسب باشی برای حرکت بعدی فقط چندتا حرکت بیشتر نداری اگه وزیر باشی … ا ِ  وزیر مگه حیوونه؟ … آره وقتی شیر شاهه خوب وزیرش هم حتما حیوونه. فعلا که وزیر ما میمونه، خیلی هم دوست داشتنیه. میتونه همه جا بره، همه رو بزنه.

دوست داشتی وزیر باشی؟
دوست داشتی وزیر سیاه باشی؟

اگه وزیر باشی بدیش اینه که همه می‌خوان اول تو رو بزنند می‌تونی شاه باشی، اون وقت از همه مهمتر بودی. وقتی همه برای یکی هستند تو او یکی هستی. اگه بزنت بازی تموم می‌شه البته اگه بازی بلد باشی شاهت رو هم که بزنند بازی برات تموم نمی‌شه، ولی فعلا که کسی بازی بلد نیست می‌ذاریم شاه باشه.

دوست داشتی شاه باشی؟
دوست داشتی شاه سیاه بودی؟

بدی شاه اینه که هر بار یه دونه خونه بیشتر نمی‌تونی انجام بدی. اگه سرباز باشی می‌تونی حدالاقل توی حرکت اول دوتا خونه بری جلو. سربازها موچه‌اند، اگه نزنندشون و جلوشون رو نگیرن به آخره راه می‌رسند و هر چی می‌خوان می‌تونند بشند. سربازا هدف دارند.

دوست داشتی سرباز باشی؟
دوست داشتی سرباز سیاه باشی؟

می‌تونیم یه کاری کنیم، همه مهره‌های سیاه رو می‌ریزیم بیرون و همه‌ی مهره‌ها به سربازها کمک می‌کنند تا به آخره راه برسند. اینجوری بازی بهتره، یعنی آخر سر فیل سفید خونه‌ سیاه می‌تونه یه فیل دیگه توی خونه‌ سیاه داشته باشه و بره بهش برسه.
ببینم قلعه توی جنگل زندگی می‌کنه؟

راستی نگفتم دوست داشتی جای خروسه بودی؟

پ.ن: به قول سامی که می‌گفت:" خدایا این حالُ از ما نگیر".

جمعه، ۲۸ بهمن ماه ۱۳۸۴

خسته شدم از بس که درباره عشق گفتم. لطفا زودتر عاشقم شو که می‌خوام درباره‌ی بقیه راز‌های آفرینش بگم.

پنجشنبه، ۲۷ بهمن ماه ۱۳۸۴

ایشاالله والنتاین سال بعد!

دوشنبه، ۲۴ بهمن ماه ۱۳۸۴

خب اول باید مرتبه معادله رو تشخیص بدیم، این معادله مرتبه دوم درجه اول نا همگن از نوع خطیه. اول معادله شاخص رو می‌نویسیم و ریشه‌های آون رو بدست می‌آریم. اینجا دوتا ریشه‌ی صحیح داریم که از روی فرمول، معادله عمومی اون رو می‌نویسیم. حالا باید جواب خصوصی معادله رو به دست بیاریم و ضریب‌های مجهول رو محاسبه کنیم و…

استاد دیفرانسیل ما هیچ وقت عاشق نمی‌شه!

پنجشنبه، ۲۰ بهمن ماه ۱۳۸۴

" و خداوند مرد را قوی آفرید … "

خدایا یه مثل نقض پیدا کردم، چی‌کارش کنم؟

یکشنبه، ۱۶ بهمن ماه ۱۳۸۴

موام رفت.

موام نه، مواام!

حالا مقبولیت اجتماعی دارم.

جمعه، ۱۴ بهمن ماه ۱۳۸۴

نمی‌دونم کدوم حس بهتره، اینکه عاشقه یکی بشی یا یکی عاشقت بشه؟
البته به شرطی که نتونی عاشق کسی که عاشقته باشی.

دوشنبه، ۱۰ بهمن ماه ۱۳۸۴

وقتی دور هستی خوبی‌ها رو می‌بینی، وقتی نزدیک می‌شی می‌تونی بدی‌ها رو هم ببینی.

 حالا تو بیا جلو، بقیه‌تون برید عقب!

پنجشنبه، ۶ بهمن ماه ۱۳۸۴

درس همیشه هست، بریم یه کم قلیون بکشیم!

دوشنبه، ۳ بهمن ماه ۱۳۸۴

n,sjj nhvl.

اِ این چرا خارجی نوشته شد؟!!