مارس « 1384 « Dog Day Afternoon

شما در حال مرور آرشیو خرداد ماه ۱۳۸۴ وبلاگ Dog Day Afternoon هستید.

دوشنبه، ۳۰ خرداد ماه ۱۳۸۴

اگه رای دادن لازم بود، حالا رای دادن لازم‌ترٍ. این بار مبارزه برای رسیدن به آزادی نیست (مبارزه‌ای که اخیرا به بازی تبدیل شده بود). این بار مبازره برای مبحوس نشدن.
اگه اون کروبی ساده لوح به جای ۵۰ هزار تومان، ۵۵ هزار تومان گفته بود٬ الان خیالمون برای هفته‌ بعد راحت‌تر بود، و فکر اینکه احمدی ‌نژاد رئیس‌جمهور بشه آدمو دیونه نمی‌کرد. مخصوصا الان که احتمال انتخاب(!) احمدی‌نژاد رو بیشتر می‌دونند.
ولی اگه هاشمی تا آخرش باشه، ما هم بریم پای صندوق رای. خطر احمدی‌نژاد رفع می‌شه.

یکشنبه، ۲۹ خرداد ماه ۱۳۸۴

شاه و گدا

شاه و گدا آومدن مرحله‌ی بعد!!!

امیدوارم شگفتی‌سازی مردم ادامه نداشته باشه. البته شگفتی‌سازی‌ای که جای تامل داره!

جمعه، ۲۷ خرداد ماه ۱۳۸۴

به افتخار کاوه کلنجارم، آشوب شد.
کاوه ‌ای که همیشه پایه بود و این روزها پله!

دوشنبه، ۲۳ خرداد ماه ۱۳۸۴

آشوب

چهارشنبه، ۱۸ خرداد ماه ۱۳۸۴

این هم از بحرین. بریم برای قهرمانی جهان.

راستی چقدر غرور ملی خوبه. چه خوبه آدم چیزی برای افتخار داشته باشه.

یکشنبه، ۱۵ خرداد ماه ۱۳۸۴

مشکل حل شد.

کاوه مشکل رو حل کرد.

پنجشنبه، ۱۲ خرداد ماه ۱۳۸۴

دوغ زیر بارون

بیچاره تلویزیون، هم باید یار ۱۲ام تیم ملی باشه، هم کاندیدای ۹ام انتخابات!

ـ ببخشد شما در انتخابات شرکت می‌کنید؟
ـ بعله. حتما رای می‌دم تا مشت محکمی در دهان آمریکا باشه.
دیالوگ همش همینه، فقط قیافه‌ها عوض میشه.

لیست کاندیدها رو که نگاه می کنم یاد تبلیغ هیچ فرقی نمی کنه می‌افتم.

دوغ پگاه رفسنجان
دوغ پگاه مشهد
دوغ پگاه گرمسار
دوغ پگاه اردبیل
دوغ پگاه اصفهان
دوغ پگاه آمل
دوغ پگاه خوزستان
دوغ پگاه لرستان

نمی‌دونم تکلیف ما که نوشابه می‌خوایم چیه؟ حالا اگه معین نبود تصمیم‌گیری راحت‌تر بود.دیگه این مهرعلیزاده رو نمی‌دونم چرا آوردن. حتما آوردن که کروبی آخر نشه. دیدید(شنیدید) چه ناز حرف می‌زنه آدم دوست داره بره لپ‌شو بکشه. فکر کنم وقتی می‌خواسته از لهجش فارق بشه اینطوری شده! رضایی هم آمده تا رای مهر‌علیزاده رو بشکنه. کروبی هم که خجالت نمی‌کشه، به رفسنجانی لیچار می‌گه، یکی نیست که به این آقا بگه که بابا این جایه باباته درست حرف بزن. آقایه شهردار هم که هیچی، البته نمیدونم چرا، ولی مگن اونوریه،‌ علی پروین همیشه می‌گفت: داور از اونور نیارید از اینور بیارید! فکر کنم منظورش همینا بود. این آقای قالی‌باف هم اگه لبخند ملیح‌شو جمع کنه نظرمو در موردش می‌گم. مگن اگه رای بیاره نفری یه قالیه دست‌باف با طرح نیروی انتظامی میده. شبیه همون پتوی زندان! دیگه کی موند که نظر تخصصی براش بدم. آهان لاریجانی،‌ اونم ولش‌ کن.

فکر کنم در مورد انتخابات فکر نکنم بهتره.

میگم عجب بهاری شده، همه چیز مرتبه و هوا آفتابی و قرار می‌ذاری که بری بیرون و درست وقتی که پاتو می‌ذاری بیرون هوا از این رو به اون رو میشه. بیچاره روزنامه‌های روزنامه فروشی، قبل از اینکه آقا تنبله پلاستیک بکشه روشون خیس خیس میشن، بیچاره اون روزنامه اولیه، مثل منه، هیچکس دوستش نداره حتی تو روزهای آفتابی هم هیچکس اونو برنمی‌داره، همه به خودشون سختی میدن تا روزنامه زیریه رو بردارند.بیچاره اولی انقدر زیر آفتاب میمونه تا رنگش عوض میشه. روزای بارونی هم که باید جور زیرهاشو بکشه، تازه این همه سختی می‌کشه بعد روش هم یه سنگ کنده می‌ذارند.

راستی چه حالی می‌ده زیر بارون قل‌قل قلیون و …. جایه یه نفر خالی بود، یه نفر نه چند نفر!

سه شنبه، ۱۰ خرداد ماه ۱۳۸۴

روزی روزگاری۲

یکشنبه، ۸ خرداد ماه ۱۳۸۴

دیروز افتتاحیه نمایشگاه استاد پازوکی توی گالری شماره ۲ فرهنگسرای هنر خیابان ارسباران بود. سبک کار بشتر کوبیسم و بیشتر موضوع رنگ و تاثر رنگ‌ها مطرح بود. فقط نمی‌دونم چرا نتونستم با نقاشی‌ها ارتباط برقرار کنم شاید بیش از حد تخصصی بود. ولی از مجسمه‌ها خیلی لذت بردم.
توی گالری شماره ۱ هم نمایشگاه آثار آقای علی ملک برپا بود. خب یه نمایشگاه با یه سبک متفاوت، اولین چیزی که توجه بازدید کننده رو به خودش جذب می‌کرد خلاقیت بود، و البته قدرت نقاش در استفاده از نور و سایه و رنگ. خیلی قشنگی بود البته برعکس نمایشگاه قبلی آثار تاثیرشون رو توی همون نگاه اول روی بازدیدکننده می‌گذاشتن و نیاز به تفکر برای رسیدن به تفکر خالقش نداشتن. ابن دفعه نمی‌دونم چرا با نقاش نتونستم ارتباط برقرار کنم! از این نمایشگاه تا تاریخ ۱۲ خرداد می‌تونید دیدن کنید.
یه نمایشگاه دیگه هم تو گالری ۳ بود. نمایشگاه آثار آقای پهلوان‌زاده که نقاشی کشیده بود همین!!!
چیزی که تازگی‌ها توی نمایشگاه‌ها منو اذیت می‌کنه قیمت‌هایی آثاره. قیمت‌هایی که به تومان و حداقل با ۵ تا صفر نوشته می‌شند. آلبته نمی‌شه روی این موضوع بحث کرد اگه چیزی بگی می‌گن: “چرا این حرف رو میزنی ۵۰۰هزارتومن برای یه تابلو، برای احساس یه آدام که چیزی نیست. چرا معنویات رو با مادیات می‌سنجی اصلا روی این چیزا که نمی‌شه قیمت گذاشت”.
من اگه یه روزی نمایشگاه زدم زیر هر تابلوم ۸تا صفر می‌نویسم. بعد می‌شینم آدم‌هایی که معنویات براشون مهمتر از مادیاته نگاه می کنم. می‌شینم و منتظر می‌مونم تا کسی میاد به خودم بگه کاراتون گرونه؟ کسی میاد حرف دلشو به‌جای اینکه دم گوش دوستش بگه، بیا به خودم بگه. یه زمانی هنرمندها دوست داشتن آثارشون پیش هنردوست‌ها باشه ولی الان … نمیدونم شاید هنردوست کسیه که حاضره برای یه تابلو یه عالمه پول بده. به هرحال هر نمایشگاهی که می ری باید کارهای قدمی فرخته نشده رو دوباره ببینی فقط چندتا کار اضافه میشه. اصلا بعضی وقت ها نمایشگاه همون قبلی هست فقط مکانش عوض می شه.

دوشنبه، ۲ خرداد ماه ۱۳۸۴

احراذ

احراظ رو با کدوم ض باید نوشت؟!!!