پنجشنبه، ۲۴ مرداد ماه ۱۳۸۷
چشمها را باید بست… جور دیگر نمیتوان عاشق شد(ماند).
سه شنبه، ۱۵ مرداد ماه ۱۳۸۷
من چون به هرکی که منو داره حسودیم می شه، تنها موندم.
سه شنبه، ۲۵ تیر ماه ۱۳۸۷
من از این آدمهایی نبودم که سینهی معشوقهام را با اکراه بخورم٬ واقعا این کار را با اشتیاق میکردم٬ جدا اینطور بود. انقدر ادامه میدادم که سیر شوم و قبل از اینکه خلیفهام وارد بغداد بشود هم چندتا گاز ریز میگرفتم و یواش در گوشش میگفتم: “عزیزم٬ چندتا گل برایت کاشتم”. میدانستم وقتی توی آینه گلهای شکفته شدهی من را ببیند دوباره هوس من را میکند. این روش من بود. همه مردها همینطور هستند٬ جدا میگویم همهی مردها روشی مخصوص به خود دارند٬ هیچ مردی مشابهی مردی دیگر نیست. ولی زنها همهشان مثل بالش هستند٬ بی حرکت و شل. البته باید اعتراف کنم که چند وقت پیش که یک فاحشه اتفاقی مدت کوتاهی معشوقهام بود٬ نزدیک بود نظرم را عوض کند. ولی به هر حال زنها همه مثل هم هستند.
من تنوعطلبی مردها را قبول دارم ولی نمیفهمم!!!
سه شنبه، ۱۸ تیر ماه ۱۳۸۷
من از اون آدمهای پستِ بیآزارم که خدا توی رودربایستی میفرستشون به بهشت!
سه شنبه، ۲۸ خرداد ماه ۱۳۸۷
سه شنبه، ۲۱ خرداد ماه ۱۳۸۷
از این قرمزها بخور، مزهی رانی هلو میده!
پنجشنبه، ۱۶ خرداد ماه ۱۳۸۷
من چون به هر کی که منو داره حسودیام میشد٬ تنها موندم.
سه شنبه، ۳۱ اردیبهشت ماه ۱۳۸۷
به علت عاشق شدنهای مکرر و متعدد و بزرگ شدن بیش از حد قلب٬ شُشهای من از اندازهی طبیعی خیلی کوچکتر شده٬ برای همین نفس کم مییارم. هیچ ربطی هم به قلیون و سیگار و بقیه نعشهجات نداره.
شنبه، ۲۸ اردیبهشت ماه ۱۳۸۷
سهم من دخترانی است که در آغوش من میگریند و شب در آغوش دیگری میخوابند.
یکشنبه، ۱۵ اردیبهشت ماه ۱۳۸۷
زندگی سیبی است که یه سیب دیگه باید بذاری کنارش و بذاری روی قلیون و بکشیش!
یکشنبه، ۸ اردیبهشت ماه ۱۳۸۷
من سنم زیاده… چون ازدواج نکردم خوب موندم.
شنبه، ۳۱ فروردین ماه ۱۳۸۷
من که میگم لوله(نی)های آیسپک رو باید کلفتتر کنند.
دوشنبه، ۲۶ فروردین ماه ۱۳۸۷
دست میدی٬ دست میاندازیش٬ دستش میدی٬ از دستش میدی… دست جدید رو شروع میکنی.
پ.ن: بی دست و پایم آرزو ست.
چهارشنبه، ۲۱ فروردین ماه ۱۳۸۷
ــ حمید امسال سال چیه؟
سال سر و سینه.
شنبه، ۱۸ اسفند ماه ۱۳۸۶
دو چیز هیجان و آرامش را با هم دارد؛ سکسهای بعد از عشق و عشقهای بعد از سکس.
سه شنبه، ۹ بهمن ماه ۱۳۸۶
آن شدی٬ آن نبودم . . . آف هم نذاشتی!
سه شنبه، ۱۸ دی ماه ۱۳۸۶
همیشه از یک بوسه عاشقانه شروع میشه و به ارضاء حسی پست ختم میشه.
جمعه، ۲۳ آذر ماه ۱۳۸۶
از سکس فقط گرماش به یاد میمونه که اون رو هم میشه جای گرمای عشق جا زد.
یکشنبه، ۱۸ آذر ماه ۱۳۸۶
دختران همانند آفتابهی ته سوراخی هستند که عشق آب درونشان است. اگر میخواهی دختری عاشقت بماند باید مدام توی این آفتابه آب بریزی.
شنبه، ۲۶ آبان ماه ۱۳۸۶
حیف است زیبا رویان جهان وفادار باشند.
شنبه، ۱۲ آبان ماه ۱۳۸۶
زندگی یعنی دوستدختر خوب!
پنجشنبه، ۱۹ مهر ماه ۱۳۸۶
فقط وقتی به یه دختر شخصیت بده که قصد خرد کردنش رو داشته باشی.
چهارشنبه، ۱۸ مهر ماه ۱۳۸۶
بخند . . . . . بیشتر. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . دیوانه.
دوشنبه، ۱۶ مهر ماه ۱۳۸۶
خدایا٬ اسماء کمتری انتخاب میکردی که اذان هم زودتر بگن.
یکشنبه، ۱۵ مهر ماه ۱۳۸۶
ما ایرانیها برای دروغ گفتن دلیل نمیخواهیم.
جمعه، ۱۳ مهر ماه ۱۳۸۶
زنها دو دستهاند٬ یا ضعیفهاند یا فاحشه.
پنجشنبه، ۱۲ مهر ماه ۱۳۸۶
غرور مثل قلبه٬ نباید بشکنه.
چهارشنبه، ۱۱ مهر ماه ۱۳۸۶
خدایا٬ سواری با خر شیطون بیشتر از پرواز با بال فرشتههات حال میده.
دوشنبه، ۹ مهر ماه ۱۳۸۶
خدایا٬ من با اینکه این همه فضولم ولی باز سر از کارهای تو درنمیآرم.
پنجشنبه، ۵ مهر ماه ۱۳۸۶
خدایا٬ تو که داف نمیآفرینی٬ آنها خود خود را میسازند.
چهارشنبه، ۴ مهر ماه ۱۳۸۶
خدایا٬ مرا از شر عزیزان حفظ بگردان و خیر مرا از آنها دریغ مدار.
دوشنبه، ۲ مهر ماه ۱۳۸۶
خدایا٬ تو که هم عاشقی هم معشوق٬ چرا هر دوتاشو برای من نمیخوای؟
یکشنبه، ۱ مهر ماه ۱۳۸۶
خدایا٬ اگه من منم سوار خر شیطون هم صراط مستقیمت رو میام.
شنبه، ۳۱ شهریور ماه ۱۳۸۶
خدایا٬ لطفا گزینه چهارم هیچکدام باشد.
جمعه، ۳۰ شهریور ماه ۱۳۸۶
خدایا٬ همه میخوان عاشقم باشند٬ چندتا معشوقه هم برام بفرست.
پنجشنبه، ۲۹ شهریور ماه ۱۳۸۶
خدایا٬ میشه تو خالقم باشی و من مخلوقت نباشم؟
سه شنبه، ۲۷ شهریور ماه ۱۳۸۶
خدایا٬ درسته این بزککردهها یه کم منو منحرف میکنند ولی خب من هم اونارو یه کم هدایت میکنم.
یکشنبه، ۲۵ شهریور ماه ۱۳۸۶
خدایا٬ به من عشقورزیدن بیآموز تا دخترانی که میخواهم بدست آورم.
شنبه، ۲۴ شهریور ماه ۱۳۸۶
خدایا٬ توی این مخلوقات بگرد ببین یه عزیزم خوب واقعی میتونی برام پیدا کنی.
شنبه، ۱۳ مرداد ماه ۱۳۸۶
بنویس، تریاک سلطان نعشهجات.
شنبه، ۶ مرداد ماه ۱۳۸۶
یاد بگیر به جای حواله کردن به چپ خودت، از لقی عضو نامربوطهی طرفت مایه بذاری.
چهارشنبه، ۳ مرداد ماه ۱۳۸۶
تو که دستت پر از دله، چرا میخوای از روی دست من حکم کنی؟!
چهارشنبه، ۲۷ تیر ماه ۱۳۸۶
ـ شما تخصصتون چیه؟… شما اگه منو استخدام کنید قول میدم ۳ روزه رابطهی عاشقانه با منشیتون برقرار کنم.
شنبه، ۲۳ تیر ماه ۱۳۸۶
حکم دله و من چهارتا آس دل دارم.
یکشنبه، ۱۷ تیر ماه ۱۳۸۶
حسرت من، آنچه من دارم و تو نداری.