چرند و پرند « Dog Day Afternoon

شما در حال مرور نوشته‌های با موضوع چرند و پرند از وبلاگ Dog Day Afternoon هستيد.

چهارشنبه، ۱۳ خرداد ماه ۱۳۸۸

رژ گونه زدی؟

_ نه  رژ لب بود.

یکشنبه، ۱۳ اردیبهشت ماه ۱۳۸۸

هرگز در رابطه با یک دختر کوتاه نیایید. هرچه بلندتر بهتر.

یکشنبه، ۳۰ فروردین ماه ۱۳۸۸

قبلا به سیاست می‌شاشیدم، الان سیاسی می‌شاشم.

امضا: شاشو

پنجشنبه، ۱ اسفند ماه ۱۳۸۷

برآمدگی و برازندگی.

جمعه، ۲۵ بهمن ماه ۱۳۸۷

من اولین باری که احساس بلوغ کردم وقتی بود که توانستم با تیروکمان سنگی‌ام یک گنجشک را در هوا بزنم. درست در سینه‌اش خورده‌ بود. تاوان بلوغم مرگ گنجشک بود. آن روز جیر تیروکمانم قرمز بود.

حال بالغ شدم٬ سنگی در سینه در کمان آغوشم و منتظر پروازت بر لبانم. امروز همه چیز قرمز بود.

شنبه، ۱۹ بهمن ماه ۱۳۸۷

ـ حمید این دختره خیلی ‌آویزون شده، چیکارش کنم؟

پسره آویرون رو راحت می‌شه بیچوند دختر آویزون رو نه. دخیل ببند.

جمعه، ۱۱ بهمن ماه ۱۳۸۷

جودی فاستر عزیز باور کن که من عاشقت هستم و اگه همسر من بودی تنها بدی که در حقت می‌کردم این بود که نمی‌گذاشتم دامن بپوشی.

پنجشنبه، ۱۰ بهمن ماه ۱۳۸۷

هیچ زنی کامل نیست.

چهارشنبه، ۹ بهمن ماه ۱۳۸۷

حمید ۷۶۸ error مودم چی می‌گه؟
میگه عاجزانه از شما خواهش می‌کنیم برای اشترک ADSL اقدام کنید.

شنبه، ۵ بهمن ماه ۱۳۸۷

دخترها مانند گربه‌هایی هستند که اگر یک بار غذای لذیذی را از سطل آشغالی پیدا کنند، بعد از آن حاضراند خود را داخل هر سطل آشغال دیگری پرت کنند. گربه سلطنتی هم که باشند هر چقدر هم که تلاش کنید دیگر اصلاح نمی‌شوند. اگر رابطه‌ی معشوقه‌یتان بیش از یک هفته با شما سرد شد بدانید فکر دیگری را در سرش می‌پروراند، تلاشی را که می‌خواهید برای بازگشتش کنید صرف پیدا کردن معشوقه جدید کنید باور کنید صلاح شما در این کار است.

چهارشنبه، ۲ بهمن ماه ۱۳۸۷

خدایا٬ چیزی برایم بفرست که دوستش بدارم. دختر هم نبود اشکال ندارد.

سه شنبه، ۱ بهمن ماه ۱۳۸۷

ـ حمید باید پروژه‌مون رو روی سی دی بعد امتحان تحویل بدیم اصلا هم وقت اضافه نمیده. چی کار کنم؟
ببین برای امتحانت خوب بخون توی برگت هم خوب و تمیز بنویس روز امتحان هم یه مشت فایل چرند رو زیپ کن و اسم‌شو اسم پروژه‌ات بذار بعد فایل زیپ رو توی نوت‌پد باز کن و یه سری از بایت‌های اول رو پاک کن و سیو کن. حالا فایل‌ت باز نمیشه. اگه استادتون وقت داشته باشه پروژه‌ها رو نگاه کنه که این احتمال رو میده که فایل موقع رایت خراب شده اگه حوصله داشته باشه که خبر می‌ده فایل رو دوباره بیاری تو هم توی این فرصت پروژه رو جور کردی. اگه هم حوصله نداشته باشه بر اساسه برگت یه نمره به پروژت می‌ده (که معمولا استادا این جوری هستن) اگه آدم بیشعوری باشه و هیچی نمره نداده باشه به هر حال تو یه مدعی هستی که فکر می‌کردی پروژه‌ت درست رایت شده موقع اعتراض‌ها احتمالا باز می‌تونی یه فرصت دیگه بگیری برای تحویل پروژه.

چهارشنبه، ۲۵ دی ماه ۱۳۸۷

ـ حمید این پسره داره دل بسته می‌شه چطوری بپیچونم؟
خب یه روز که خونه‌تون مکان شد دعوتش کن و یه دوست دخترت که از تو خوشگل‌تره و عشوه‌ش هم بیشتره هم دعوت کن. اون روز زیر پوستی بد اخلاقی می‌کنی دوستت مهربونی. می فهمی که، به دوستت بگو اگه راه داره یه بوسی هم بده٬ راه دوری نمی‌ره. یه مدت بگذره عاشق دوستت میشه. بعد هم تو هم دوستت می‌تونید بپیچونیدش … هیچ کس حتی خودش برای به آدم سست٬ دل نمی‌سوزونه.
ـ خب اکه با دوستم دوست بشه منو بپیچونه چی؟
خب یه دوستی بیار که دوست پسر داره که اگه پیچوندت تو با دوستش دوست بشی.

شنبه، ۲۱ دی ماه ۱۳۸۷

خیالم را تخت می‌کنم و تو را هم بستر و آینده‌ام را می‌گایم.

چهارشنبه، ۱۸ دی ماه ۱۳۸۷

حمید چطوری بفهمم یه نفر Invisible هست یا کلا نیست؟
- چندتا فحش طبقه دوم بده اگه که باشه جواب می‌ده اگه جواب داد چندتا فحش دیگه هم بده و بگو فلان شده چرا قایم می‌شی. اگه هم جواب نداد بزن اشتباه فرستادی و با یه دو نقطه دی بفرست.
حمید دختره نمی‌تونم فحش بدم؟
خب بگو عزیزم دوست دارم دلم تنگ شده کاش بودی باهات حرف می زدم. اگه باشه که جواب می ده فقط حواست باشه چه جواب داد چه نداد حرف‌های اولت رو تکذیب کنی.

شنبه، ۱۴ دی ماه ۱۳۸۷

با دختران فقط از گذشته‌ها سخن بگویید تا آینده‌تان را از دست ندهید.

چهارشنبه، ۴ دی ماه ۱۳۸۷

من وقتی دید ابزاری نسبت به زن‌ها دارم فقط می‌توانم آنها را بالش تصور کنم٬ مردهایی را دیده‌ام که می‌توانند زن‌ها را تندیس یا یک تابلوی نقاشی یا حتی خوشبو کننده تصور کنند. من واقعا برای زنها ارزش زیادی قائل می‌شم٬ من همیشه آنها را یک بالش پر قو با روکش ابریشمی گل‌دوزی شده تصور می‌کنم با اینکه خیلی از آنها به اندازه یک متکای سفت یا یک بالشتک روی مبل که به درد لم دادن و قلیون کشیدن هم نمی‌خورند٬ نمی‌ارزیدند. با این حال من همیشه آنها را بالشی از پر قو که روکش ابریشمی گل‌دوزی شده دارد تصور می‌کنم. نمی‌دانم چطور این جماعت می‌توانند من را بیزار از آنها تصور کنند منی که آنان را بالش پر قو با روکش ابریشمی گل‌دوزی شده تصور می‌کنم.

یکشنبه، ۲۴ آذر ماه ۱۳۸۷

دخترها همیشه به یک نفر احتیاج دارند که برایش ناز کنند، به او غر بزنند، با او قهر کنند،سرش داد بزنند، دعوا کنند٬ اعصابش را خرد کنند، تلاش کنند او را مطلوب خود کنند، تغییرش دهند و البته به او خیانت کنند. وقتی با دختری احساس خوب بودن رابطه را داری مطئن باش برایش نفر دوم یا سوم و یا… هستی. حماقت مردانه حماقت اول بودن است که حکم باخت را دارد در بازی مردانه.

پنجشنبه، ۲۱ آذر ماه ۱۳۸۷

دو دسته خیانت‌کار هستند یکی شوهران و دیگری دوست‌دختران٬ از آنها برحذر باش.

شنبه، ۱۶ آذر ماه ۱۳۸۷

دختر مو بوره که هیچ وقت اسمشو بهم نگفت٬ هر چند وقت یه بار بهم زنگ می‌زد که برم نیاز جنسی‌اش رو برآورده کنم٬ برای این کار پول خوبی‌ هم بهم می‌داد. البته خیلی وقت‌ها اوج نیازش توی آغوش من تلویزیون تماشا کردن بود٬ خودش می‌گفت نیاز جسمی و من می‌گفتم نیاز روحی٬ اون جسمش رو می‌ذاشت توی آغوش من و من روحش رو نوازش می‌کردم. اون شب که بارون هم می‌آمد دختر مو بوره که اسمشو بهم نگفت٬ قبل از اینکه بخوابه بهم گفت روحم که از جسمم جدا شد می‌دمش به تو.

دوشنبه، ۱۱ آذر ماه ۱۳۸۷

بارون٬ برای تو عشق رو زیاد می‌کنه برای من فاحشه‌ها رو ارزون.

سه شنبه، ۵ آذر ماه ۱۳۸۷

همیشه به تو فکر کردن برای من لذت بخش بود. مهم نبود که تو٬ کی هست یا تو٬ چقدر زیباست و چقدر به من فکر می‌کنه. مهم این بود که برای من٬ تو باشه.

تو٬ یه توی متفاوت بودی با تمام توهای زندگی من٬ با فکر کردن به تو دیگه به من فکر نمی‌کردم. من برای تو زندگی می‌کردم و تو برای من و این فاصله من بود تا تو و تو بود تا من.

سه شنبه، ۷ آبان ماه ۱۳۸۷

قطعا یکی از قابلیت‌های دوست‌دختر این باید باشه که هر وقت خواستی بتونی بخندونیش و هر وقت خواستی بتونی اشک‌هاشو ببینی.

دوشنبه، ۲۹ مهر ماه ۱۳۸۷

مردها همان قدر احمق هستند که نشان می‌دهند اما زن‌ها بیشتر.

شنبه، ۲۰ مهر ماه ۱۳۸۷

تکرارم کن.

سه شنبه، ۲ مهر ماه ۱۳۸۷

تنها بدی غرور اینه که یه کم باعث می‌شه واقعیت‌ها رو نبینی … فقط یه کم.

دوشنبه، ۱۸ شهریور ماه ۱۳۸۷

باز خوبه که افسردگی آمپول نمی‌خواد تا برطرف بشه.

پنجشنبه، ۲۴ مرداد ماه ۱۳۸۷

چشم‌ها را باید بست… جور دیگر نمی‌توان عاشق شد(ماند).

سه شنبه، ۱۵ مرداد ماه ۱۳۸۷

من چون به هرکی که منو داره حسودیم می شه، تنها موندم.

سه شنبه، ۲۵ تیر ماه ۱۳۸۷

من از این آدم‌هایی نبودم که سینه‌ی معشوقه‌ام را با اکراه بخورم٬ واقعا این کار را با اشتیاق می‌کردم٬ جدا اینطور بود. انقدر ادامه می‌دادم که سیر شوم و قبل از اینکه خلیفه‌ام وارد بغداد بشود هم چندتا گاز ریز می‌گرفتم و یواش در گوشش می‌گفتم: “عزیزم٬ چندتا گل برایت کاشتم”. می‌دانستم وقتی توی آینه گل‌های شکفته شده‌ی من را ببیند دوباره هوس من را می‌کند. این روش من بود. همه مردها همینطور هستند٬ جدا می‌گویم همه‌ی مردها روشی مخصوص به خود دارند٬ هیچ مردی مشابه‌ی مردی دیگر نیست. ولی زن‌ها همه‌شان مثل بالش هستند٬ بی حرکت و شل. البته باید اعتراف کنم که چند وقت پیش که یک فاحشه اتفاقی مدت کوتاهی معشوقه‌ام بود٬ نزدیک بود نظرم را عوض کند. ولی به هر حال زن‌ها همه مثل هم هستند.

من تنوع‌طلبی مردها را قبول دارم ولی نمی‌فهمم!!!

سه شنبه، ۱۸ تیر ماه ۱۳۸۷

من از اون آدم‌های پستِ بی‌آزارم که خدا توی رودربایستی می‌فرستشون به بهشت!

سه شنبه، ۲۸ خرداد ماه ۱۳۸۷

رو چشم چپم!

سه شنبه، ۲۱ خرداد ماه ۱۳۸۷

از این قرمزها بخور، مزه‌ی رانی هلو می‌ده!

پنجشنبه، ۱۶ خرداد ماه ۱۳۸۷

من چون به هر کی که منو داره حسودی‌ام می‌شد٬ تنها موندم.

سه شنبه، ۳۱ اردیبهشت ماه ۱۳۸۷

به علت عاشق شدن‌های مکرر و متعدد و بزرگ شدن بیش از حد قلب٬ شُش‌های من از اندازه‌ی طبیعی خیلی کوچکتر شده٬ برای همین نفس کم می‌یارم. هیچ ربطی هم به قلیون و سیگار و بقیه نعشه‌جات نداره.

شنبه، ۲۸ اردیبهشت ماه ۱۳۸۷

سهم من دخترانی است که در آغوش من می‌گریند و شب در آغوش دیگری می‌خوابند.

یکشنبه، ۱۵ اردیبهشت ماه ۱۳۸۷

زندگی سیبی است که یه سیب دیگه باید بذاری کنارش و بذاری روی قلیون و بکشیش!

یکشنبه، ۸ اردیبهشت ماه ۱۳۸۷

من سنم زیاده… چون ازدواج نکردم خوب موندم.

شنبه، ۳۱ فروردین ماه ۱۳۸۷

من که می‌گم لوله‌(نی)های آیس‌پک رو باید کلفت‌تر کنند.

دوشنبه، ۲۶ فروردین ماه ۱۳۸۷

دست می‌دی٬ دست می‌اندازیش٬ دستش می‌دی٬ از دستش می‌دی… دست جدید رو شروع می‌کنی.

پ.ن: بی دست و پایم آرزو ست.

چهارشنبه، ۲۱ فروردین ماه ۱۳۸۷

ــ حمید امسال سال چیه؟

سال سر و سینه.

شنبه، ۱۸ اسفند ماه ۱۳۸۶

دو چیز هیجان و آرامش را با هم دارد؛ سکس‌های بعد از عشق و عشق‌های بعد از سکس.

سه شنبه، ۹ بهمن ماه ۱۳۸۶

آن شدی٬ آن نبودم . . . آف هم نذاشتی!

جمعه، ۵ بهمن ماه ۱۳۸۶

زیورآلت مرد

سه شنبه، ۱۸ دی ماه ۱۳۸۶

همیشه از یک بوسه عاشقانه شروع می‌شه و به ارضاء حسی پست ختم می‌شه.

جمعه، ۲۳ آذر ماه ۱۳۸۶

از سکس فقط گرماش به یاد می‌مونه که اون رو هم می‌شه جای گرمای عشق جا زد.

یکشنبه، ۱۸ آذر ماه ۱۳۸۶

دختران همانند آفتابه‌ی ته سوراخی هستند که عشق آب درونشان است. اگر می‌خواهی دختری عاشقت بماند باید مدام توی این آفتابه آب بریزی.

شنبه، ۲۶ آبان ماه ۱۳۸۶

حیف است زیبا رویان جهان وفادار باشند.

شنبه، ۱۹ آبان ماه ۱۳۸۶

you 're my number #16

شنبه، ۱۲ آبان ماه ۱۳۸۶

زندگی یعنی دوست‌دختر خوب!