Quarante

اسفند ۲۷م, ۱۳۸۸ Posted in دسته بندی نشده | دیدگاه‌ها خاموش

سرسبز دل از شاخه بریدم، تو چه کردی؟
افتادم و بر خاک رسیدم، تو چه کردی؟

من شور و شر موج، و تو سرسختی ساحل
روزی که به سوی تو دویدم تو چه کردی؟

هرکس به تو از شوق فرستاد پیامی
من قاصد خود بودم و دیدم تو چه کردی

مغرور، ولی دست به دامان رقیبان
رسوا شدم و طعنه شنیدم، تو چه کردی؟

تنهایی و رسوایی، بی مهری و آزار
ای عشق، ببین من چه کشیدم تو چه کردی

Trente – Neuf

اسفند ۲۵م, ۱۳۸۸ Posted in دسته بندی نشده | دیدگاه‌ها خاموش

کاش حرفی بزنی..

Trente – Sept

اسفند ۲۵م, ۱۳۸۸ Posted in دسته بندی نشده | دیدگاه‌ها خاموش

 گفتی هوا خوش است و غزل خیز در بهار
باریده است خنده یکریز در بهار
اما خدا نیاورد آنروز را که …آه
گیرد دلی بهانه پاییز در بهار
بی دید و بازدید تو تبریک عید چیست؟
چندین دروغ مصلحت آمیز در بهار
… !

Trente-Six

اسفند ۱۷م, ۱۳۸۸ Posted in دسته بندی نشده | دیدگاه‌ها خاموش

آدمها قضیه دارند،
فرمول دارند..

آدمها راه حل دارند
… !